ترانه مهر

اطلاعات

  • نام:
    مینانوروزیان
  • وضعیت:
    فعال
  • عضویت:
    6 خرداد 1394
  • بروزرسانی:
    23 فروردین 1397

درباره ما

  • تولد:
  • شغل:
  • جنسیت:
  • مکان:
    مشهد
  • علایق:
    minanoroozian93@gmail.com
    Instagram : mina_noroozian
  • امضا:
    3539

آموزش ترانه نویسی

از مقاله ,

کد اثر 3333

User Image مینا نوروزیان انتشار در - 17 تیر 1395 ساعت 11:28

photo_2017_08_18_23_21_02.jpg

آموزش ترانه نویسی برای علاقه مندان به یادگیری مفاهیم ترانه نویسی قرار میدهم.امید که کاربردی باشد.

نوشتن ترانه برروی ملودی در اکثر نقاط دنیا مرسوم بوده و به خصوص در موسیقی غربی متداول میباشد. به طور معمول آهنگسازان غربی در موسیقی بین¬المللی ترانه¬هایشان را خود می¬نویسند. همگام با خلق ملودی و با توجه به حس آهنگ و ذهنیتی که دارند نمونه¬های بسیار زیاد و چه بسا موفقی در این زمینه وجود داشته و دارد مانند: راجر واترز، جان لنون، باب دیلن کریس دبرگ و گروه¬های موفق دیگر. اما ادبیات و نوع لهجه و تعابیر در زبان انگلیسی با ادبیات فارسی بسیار متفاوت می¬باشد. گرچه در ترانه¬های انگلیسی زبان نیز قواعد دستور زبان رعایت می¬گردد، اما تاریخچه¬ی نوشتن ترانه برروی ملودی در ایران تقریبا با شروع موج نوترانه وگذر از تصنیف و پیدایش آهنگسازان موفق پاپ آن دوران می¬باشد که البته تاثیرپذیری بسیاری از موسیقی غربی اواخر دهه¬ی هفتاد میلادی داشته¬اند، به طوری که اکثر آثار به نام و موفق آن دوران شامل همین قاعده می¬گردد، اما همیشه بحث بر سر مزایا و معایب این نوع ترانه¬نویسی وجود داشته که من به اندازه¬ی دانسته¬ها و تجربیاتم آن را با شما در میان می¬گذارم.
بهترین مزیتی که برای سرایش بر روی ملودی وجود دارد این است که شما با احساس یک ملودی و ایجاد فضایی در ذهنتان خود را به دل موسیقی می¬سپارید و حس نشات گرفته از آهنگ را بر چهارچوب وزن بیان می¬کنید.
دوم اینکه ارتباط با آهنگساز و آشنایی با روحیات یک آهنگساز نیز تجربه جدیدی به شما می¬دهد و در کل یک کار تیمی که من به شخصه بسیار موافق آنم تا کار انفرادی شکل می¬گیرد. متاسفانه ما عادت به کار گروهی نداریم در حالی که در خلق یک اثر چندین نفر سهیم هستند اما؟

اما معایبی نیز درکار است: اول این¬که این نوع ترانه¬نویسی بسیار سخت و طاقت¬فرسا بوده و در ضمن کار هر ترانه¬سرایی نیست و تمرین بسیار می¬خواهد و نمونه¬های موفق فقط حاصل کار ترانه¬سرایان چیره دست می-باشد. دوم این¬که به علت پرش¬های وزنی یا تغییر وزن بسیار در آهنگ ممکن است شما اصلا ترانه¬ی یک دستی نداشته باشید و معمولا ترانه¬ی نوشته شده برروی کاغذ اگر همین¬طور خوانده شود اصلا جذاب نیست.
اکثر مردم تفاوتی را بین شعر و ترانه قایل نمی¬شوند و در نتیجه تفاوتی هم میان شاعر و ترانه¬سرا قایل نمی-شوند. ترانه در واقع ریشه در شعر دارد و یک سری از قوانین شعر را رعایت می¬کند، ولی خود به تنهایی دارای تعریف مشخصی می¬باشد. ترانه اغلب همانند شعر دارای قافیه و وزن می¬باشد و از این حیث شباهت بسیاری به شعر دارد، ولی تفاوت عمده¬ی شعر و ترانه این است که ترانه دارای یک پیوند درونی با موسیقی است. البته شاید از خود بپرسید که بر روی شعر هم می¬توان موسیقی گذاشت، همانطور که تا کنون روی شعرهای بسیاری موسیقی گذاشته شده است. در پاسخ این پرسش باید گفت که عموما شعرهایی که به ترانه تبدیل شده¬اند ماندگار نشده¬اند.
از دیگر ویژگی¬های عمده¬ی ترانه باید به زبان ساده¬ی آن اشاره کرد. چون مخاطب ترانه عموم مردم هستند و ترانه¬سرا باید این را در نظر داشته باشد که شنوندگان ترانه طیف وسیعی از عامه¬ی مردم هستند و نه صرفا افراد علاقمند به ادبیات و شعر و کار ترانه¬سرا آن¬جا مشکل¬تر می¬شود که با همین زبان ساده و قابل هضم برای عامه¬ی مردم؛ مفاهیم ارزشمندی را به مخاطب منتقل کند. یکی دیگر از مواردی که ترانه¬سرا را مجبور به ساده¬نویسی می¬کند این است که چون ترانه بر روی موزیک و آهنگ قرار می¬گیرد و با صدای خواننده به گوش مردم می¬رسد؛ در نتیجه تمام ذهن شنونده متوجه معنی ترانه نیست بلکه قسمتی از آن متوجه موزیک ترانه و قسمتی متوجه صدای خواننده می باشد. از دیگر نکاتی که در ترانه باید رعایت گردد استفاده از کلمات و زبان روز مردم و دوری کردن از زبان کلاسیک است؛ به طور مثال ما در مکالمات روزانه¬ی خود نمی¬گوییم: \"ز ره رسیدی\" بلکه می¬گوییم: \"از راه رسیدی\" پس باید در ترانه¬سرایی به این نکته توجه داشت که زبان و ادبیات فولکوریک ابزار ترانه¬سرا قرار گیرد. برخلاف تصور اکثر مردم با توجه به نکاتی که گفته شد ترانه¬سرایی از شعر سرودن مشکل¬تر است.
متاسفانه ما در تعریف تصنیف و ترانه مرجعی نداریم و تنها یک مرجع برای تفاوت این دو یافته شد، آن هم مقاله¬ی ملک¬الشعرای بهار در این زمینه است. تصنیف بر اساس ملودی نوشته می¬شود و جزو 7 دستگاه و 5 آواز است. در بحث ترانه می¬توان گفت ترانه¬نویسی نوین این اصطلاح را وام گرفت و مستقل شد. ترانه، پیشینه تاریخی دارد و مقوله¬ی نو و تازه¬ای نیست، ولی در قدیم از آن به عنوان نوعی از شعر یاد می¬شد و پدیده¬ی مستقلی نبود و بیشتر در قالب دوبیتی به کار می¬رفت. در واقع با یک نام¬گذاری ژورنالیستی ترانه از شعر جدا شد و استقلال یافت...


ترانه¬سرا شرایط زمانه خودش را به تصویر می¬کشد. نمی¬توان با حافظ و مولانا مشکلات و مسایل امروز را واگویه کرد. هر قدر هم که این شاعران مسایل را به صورت عمیق و کلی در شعر خود بیان کرده باشند نمی-توانند پاسخگوی مسایل اجتماعی روز باشند. پس باید با همین ترانه¬های نه چندان فاخر به سمت و سویی رفت.
تعریف نشدن ساز و کار موسیقیایی لطمه¬ی فراوانی به موسیقی و ترانه زده است. متولیان موسیقی علاقه¬ی چندانی به روشن شدن تعریف¬ها و چارچوب¬ها ندارند و با کپی کردن آثار و استفاده از ترانه¬ها بدون اجازه¬ی خالق آن برخورد نمی¬کنند. این اتفاق در سینما رخ داده است و جایی که ببینند یک فیلم کپی می¬شود با آن برخورد جدی می¬کنند ولی ترانه هم¬چنان چرخه¬ی ناسالمی دارد.
در کشورهایی مثل مصر و عراق اهمیت بیشتری به ترانه و شعرهای مردمی می¬دهند و تنها شاعران کلاسیک از زبان معیار استفاده می¬کنند، ولی در ایران رفتن به سمت محاوره، سخیف و سطح پایین تلقی می¬شود.
گاهی موسیقی در برابر ترانه زانو می¬زند تا جایی که ترانه به موسیقی و ریتم احتیاجی ندارد و باید آن را دکلمه کرد تا بتوان حق مطلب را ادا کرد و در مقابل برعکس این قضیه هم وجود دارد. گاهی ترانه حرف چندانی برای گفتن ندارد و این¬جا موسیقی و ریتم است که به آن جلوه می¬بخشد و مخاطب به معنای آن بی-توجه است. تنها برای اینکه ریتم برایش خوش آیند بوده است، مدام ترانه را برای خود تکرار می¬کند.
برای نوشتن ترانه طور دیگری با کلمات برخورد می¬شود، زیرا ترانه¬سرایی با شعر متفاوت است؛ در ترانه¬سرایی آزادی عمل شعر وجود ندارد و باید از فضای انتزاعی و تخیلی شعر فاصله گرفت. وقتی ما منطق شعر را با زبان محاوره ترکیب می¬کنیم به ترانه¬ی عامیانه می¬رسیم. ترانه¬ی عامیانه از قبل از انقلاب به وجود آمد، متاسفانه به دلیل نام¬گذاری ترانه¬ی عامیانه هر جوانی برای خود قطعه¬ای می¬گوید و نام آن را ترانه می¬گذارد.
در سه مورد می¬توان موسیقی و ترانه را مورد بررسی قرار داد. گاهی اوقات شعر آن¬قدر گویا است و ظرافت¬های آن کاملا رعایت شده که دیگر نیازی به موسیقی ندارد. برعکس این قضیه هم اتفاق می¬افتد. گاهی موسیقی آن¬قدر غنی است که دیگر احتیاجی به ترانه ندارد. در واقع اگر موسیقی یا ترانه به حد اعلای خود باشد، دیگر نیازی به ترکیب این دو نیست. در مورد سوم، ما ترانه و موسیقی را با یکدیگر پیوند می¬دهیم. در این شرایط موسیقی¬دان و شاعر باید ظرافت¬های کار خود را رعایت کنند و با یکدیگر به توافق برسند و برای دست یافتن به یک نظر مشترک هر دو باید از خود گذشت نشان دهند.
شاعران باید به موسیقی طبیعی کلام برسند. اگر زبان پر از حشو باشد، موسیقی طبیعی به وجود نمی¬آید. در کنار موسیقی طبیعی، در مورد شعر باید درست¬خوانی هم صورت گیرد، ولی به شاعر و نوع بیان آن اهمیت چندانی نمی¬دهند. در قدیم گاهی شاعر هم درست¬ترین قرائت را از شعر خود نداشته است به همین دلیل راوی به وجود آمد تا بتواند جان کلام را دریابد و به شنونده منتقل کند.
وقتي شاعر يا ترانه¬سرا حس شاعري يا ترانه¬سرايي¬اش آماده¬ی بيان احساسات به وسيله¬ی قلم مي¬باشد، بايد سريع آن را روي كاغذ پياده كند، (چون فرصت كوتاه است و ممكن است كه ديگر چنين توفيقي را حاصل نكند) سپس نوشته¬هاي خود را ويرايش كرده و در سبك خاص خود پياده نمايد.
در این جا به چندین اصول مهم از قواعد و مبانی ترانه سرایی اشاره می کنم:
1. پاکی قلم و رسایی نوشته ها در قالب ادبی
2. استفاده از آرایه تشبیه در موارد بسیار: مانند: تگرگ و رگبار و خزون / زمین نداره جاذبه /کوتاهه سقف آسمون.
3. رعایت کامل سکوت ملودی ها با ایجاد فواصل کوتاه
مانند: حالا که آسمونم، ابراش، زیاده / روزای ِ سختشم، خیلی، بی شماره
4. تشریح کردن مصرع ها از حس زیبا شناسی
مانند: ... از گلای یاس تو باغ ...
5. انتخاب عنوان بر اساس مفهوم ترانه نه مصرعی خاص.
6. سرآغاز ترانه بایستی دارای نقطه ی اوج باشد.
مانند: می دونم تو قصتون زیادی ام / تو دیگه بی کسیمو به روم نیار
7. ابیات تکرار را با شماره تعداد مشخص کنیم.
مانند: همیشه مونده سر یک دو راهی / دل داغون شده از کینه و تباهی
اگه بگم چشات می ره سیاهی / تو ظلمت ِ حسه بی پناهی
8. قافیه¬ها را در حداقل دو حرف طراحی کنیم.
9. سعی کنیم از مفهوم دور نشویم (پرهیز از پراکنده نویسی)
10. استفاده از آرایه¬ی حسن تعلیل

مانند: آسمون تیره شده غصه من تو جونشه …
11. واژه¬هایی را که در اجرا کشیده می¬شوند را با یک کسره در آخر آن مشخص کنیم.
مانند: تو ظلمتِ ...
12. ریتم کار را تا پایان حفظ کنیم.
13. از واژه¬های عامیانه قابل فهم به جای واژهای استفهامی استفاده کنیم.

بااحترام : مینانوروزیان



7 بازدید 510 واگذار نگردیده

حواس
مینا نوروزیان
مینانوروزیان
کد اثر: 4183 18 شهریور 1396 ساعت 21:21
حواس...

بمن اصلا حواست نیست

منی که بی تو میمیرم

نمیدونم چی باعث شد

بگی از زندگیت میرم

ترس
مینا نوروزیان
مینانوروزیان
کد اثر: 3854 10 بهمن 1395 ساعت 21:55
ترس...

بمن میگی بمون اما خودت قصدسفرداری
واست گفتن از احساسم شده حرفای تکراری
بهم میگی بمون اما ازم دورمیشی هرلحظه
شاید فک میکنی حسم به تو خودخواهیه محضه

صبوری
مینا نوروزیان
مینانوروزیان
کد اثر: 3802 24 دی 1395 ساعت 19:12
صبوری...
چقد غمگین این روزا که میبینم نمیخندی
تواوج غم صبوری میکنی چشماتو میبندی

چه غمگینانه آرومی چه دردی توی چشماته
ی بغضی تو گلو داری که هرلحظه تو حرفاته
حواست نیست
مینا نوروزیان
مینانوروزیان
کد اثر: 3539 22 شهریور 1395 ساعت 12:52
حواست نیست...
بمن اصلا حواست نیست
منی که بی تو میمیرم
نمیدونم چی باعث شد
بگی از زندگیت میرم

دفتر اشعار