ترانه مهر

اطلاعات

  • نام:
    sepehr
  • وضعیت:
    فعال
  • عضویت:
    30 آذر 1393
  • بروزرسانی:
    13 دی 1397

درباره ما

  • تولد:
  • شغل:
    آزاد
  • جنسیت:
  • مکان:
    sari
  • علایق:
    تفرقه انداز گر خواهی حکومت بر جهان ... ضعف ایمان می کشد هر لشکر چالاک را
  • امضا:

خونه

از ترانه , اجتماعی , ترانه فارسی ,

کد اثر 4408

User Image سپهر ساروی انتشار در - 30 دی 1397 ساعت 07:17

1511590895.jpg

پٌر می‌شه گوشِ کوچه از رگبارِ فریادت

وقتی که کاری بر خلافِ میلِ تو باشه

می‌لرزه قلبم از نگاهِ تند و جلّادت

وقتی که کاری بر خلافِ میلِ تو باشه

 

اینجا همش حرفای تو می‌شه فقط اجرا

انگار هستم برده روی عرشه­‌ی کشتی

دستور می­‌دی بادبان­‌ها رو بکش بالا

دیگه منو با این همه ارد و ادا کشتی

 

زنجیر بستی گردنم عینِ سگه گلّه

گاهی یه تیکه استخون پرت می­‌کنی سمتم

فکرت فقط اینه حواسم باشه به گلّه

گاهی یه تیکه نونِ خون پرت می­‌کنی سمتم

 

قانونِ این خونه فقط اینه که چی می­‌گی

باید مثه کلفت همش مشغولِ خدمت شم

اصلا نمی­‌فهمی که حرفاتو به کی می­گی

فک می­‌کنی که حقّمه مشمولِ خدمت شم

 

دائم تحمّل می­‌کنم سردی یِ دستاتو

این کارِ هر روزِ منه از صبح تا مهتاب

وقتِ غذا خوردن سکوت می‌شم کنارِ تو

زل می­‌زنم آهسته توی برکه­‌ی بشقاب

 

راضی نمی­‌شی بس که دیدت دائما ماتِ

عینِ یه گرگِ گشنه بی­‌اندازه بی­‌رحمی

حسّت به من اندازه­‌ی گاو و خروساتِ

احساسِ غمگینی یِ چشمامو نمی­‌فهمی

 

باید اجازه­‌ش رو بدی هر چی که می­‌پوشه

هیچ اختیارِ کم نداره این منه غمگین

واست مهم هم نیس با غصّه هم­‌آغوشه

هیچ اختیارِ کم نداره این منه غمگین

 

عینِ عقابی که گرفتی موشُ تو چنگش

از اون نگاهِ اخم­‌آلودِ تو می­‌ترسم

آخه همیشه گیره کفشِ رفتنم لنگش

باید مجوّز رو خودت صادر کنی واسم

 

تنها زمانِ خواب می‌شی مهربون و خوب

بس که سگِ شهوت تنت رو گاز می­‌گیره

وقتی نیازت رفع شد جای منه تو جوب

این کفترِ زخمی تو مشتت باز می­‌میره

 

دائم تحمّل می­‌کنم سردی یِ دستاتو

این کارِ هر روزِ منه از صبح تا مهتاب

وقتِ غذا خوردن سکوت می‌شم کنارِ تو

زل می­‌زنم آهسته توی برکه­‌ی بشقاب

.

.

#Sepehrsaravi



0 بازدید 28 واگذار نگردیده

برده
سپهر ساروی
sepehr
کد اثر: 4371 25 تیر 1397 ساعت 21:56
برده...

تا برده ایم فکرای ما زنجیر بسته است
هر چی که شد یا میشه به تقدیر بسته است


ما فرصتِ بازیگری رو سِن نداریم
چون که نمایشنامه­ ها از زیر بسته است

توهّم ­ها
سپهر ساروی
sepehr
کد اثر: 4356 21 خرداد 1397 ساعت 05:35
توهّم ­ها...

هی واژه پشتِ واژه پشتِ واژه می­ چینی
نسبت به هر کی که کنارت باشه بدبینی
دنیا رو آلوده­ تر از آلوده می­ بینی
چاره فقط اینه رها شی از توهّم ­ها

لافِ عشق
سپهر ساروی
sepehr
کد اثر: 4174 2 شهریور 1396 ساعت 00:23
لافِ عشق...

از عشق هرآنچه که شنیدم لاف است

معشوق همیشه سَرِ کوهِ قاف است

با من نه دَمی ، نه قَدَمی همراه است

گویی که گدا هستَمو او اشراف است

لبخند
سپهر ساروی
sepehr
کد اثر: 3939 13 اسفند 1395 ساعت 12:24
لبخند...

به وقتش زندگی لبخند خواهد زد
دلم را با دلی پیوند خواهد زد
و زیبا می شود دنیای تنهایی
لبانم خنده ای خُرسند خواهد زد

دفتر اشعار