آونگ سازان

اطلاعات

  • نام:
  • وضعیت:
    فعال
  • عضویت:
    24 مهر 1396
  • بروزرسانی:
    11 فروردین 1397

درباره ما

  • تولد:
  • شغل:
  • جنسیت:
  • مکان:
  • علایق:
  • امضا:

بابا ...

از ترانه جهانی ,

کد اثر 4215

 1508927312.jpg

 

 

 

 

Everyday my papa would work
To try to make ends meet
To see that we would eat
Keep those shoes upon my feet

هر روز پدر من سر کار می رفت
و با سعی و تلاش به پایان می رساندش
تا ببیند آنچه ما باید بخوریم

تا کفشهای روی پاهایم بماند


Every night my papa would take me
And tuck me in my bed
Kiss me on my head
After all my prayers were said

And there were years
Of sadness and of tears
Through it all
Together we were strong

We were strong
Times were rough
But Papa he was tough
Mama stood beside him all along

Growing up with them was easy
The time had flew on by
The years began to fly
They aged and so did I

And I could tell
That mama she wasn't well
Papa knew and deep down so did she
So did she

When she died
Papa broke down and he cried
And all he could say was, "God, why her? Take me!"
Everyday he sat there sleeping in a rocking chair

He never went upstais
Because she wasn't there
Then one day my Papa said,
"Son, I'm proud of how you've grown"

He said, "Go out and make it on your own.
Don't worry. I'm O.K. alone."
He said, "There are things that you must do"
He said, "There's places you must see"

And his eyes were sad as he
As he said goodbye to me
Every time I kess my children
Papa's words ring true

He said, "Children live through you.
Let them grow! They'll leave you, too"
I remember every word Papa used to say
I kiss my kids and pray

That they'll think of me
Oh how I pray
They will think of me
That way

Someday

 



هر شب پاپای من مرا می برد
و من را در رختخواب تان
بوس من در سر من
بعد از تمام نمازها گفتم

و سالها بود
از غم و اندوه و اشک
از طریق آن همه
با هم ما قوی بودیم

ما قوی بودیم
بار خشن بود
اما پاپا سخت بود
مامان کنار او نشسته بود

بزرگ شدن با آنها آسان بود
زمان آن رفته بود
سالها شروع به پرواز کرد
آنها سالم بودند و من هم همینطور

و می توانم بگویم
این مامان او خیلی خوب نبود
پاپا می دانست و عمیق می کشد
او همینطور

وقتی او مرد
پاپا خراب شد و گریه کرد
و همه او می توانست بگوید، "خدا، چرا او را به من!"
هر روز او در آنجا نشسته است و در یک صندلی گهوار خواب است

او هرگز به سمت بالا رفت
چون آنجا نبود
سپس یک روز پاپا گفت:
"پسر، من افتخار می کنم که شما رشد کرده اید"

او گفت: "بیرون بروید و آن را به تنهایی انجام دهید.
نگران نباش من خوبم. تنها."
او گفت، "چیزهایی است که باید انجام دهید"
او گفت، "مکان هایی وجود دارد که باید دید"

و چشمانش غمگین بود
همانطور که او برای خداحافظی به من گفت
هر وقت بچه هایم را می کشم
کلمات پاپا حلقه درست میکنند

او گفت، "کودکان از طریق شما زندگی می کنند.
اجازه دهید آنها رشد کنند! آنها هم شما را ترک خواهند کرد
من هر کلمه ای را که پاپا گفته بود به یاد می آورم
من بچه هایم را بوسیدم و دعا می کردم

که آنها از من فکر می کنند
آه چی دعا میکنم
آنها به من فکر خواهند کرد
به این ترتیب
روزی


Songwriters: PAUL ANKA



0 بازدید 452 واگذار نگردیده

می خواهم بشناسم دنیا را
universal lyrics
کد اثر: 4204 11 دی 1378 ساعت 00:00
می خواهم بشناسم دنیا...

 I gotta take a little time,

a little time to think things over

 

I better read between the lines,

in case I need it when I'm older
آن دیروز بود ...
universal lyrics
کد اثر: 4210 11 دی 1378 ساعت 00:00
آن دیروز بود ......

 

I thought I knew you well
But all this time I could never tell
I let you get away

هی تو ...
universal lyrics
کد اثر: 4213 11 دی 1378 ساعت 00:00
هی تو ......

 

 Hey you,

out there in the cold
Getting lonely, getting old
?Can you feel me

لطفا مرا ببخش ...
universal lyrics
کد اثر: 4219 11 دی 1378 ساعت 00:00
لطفا مرا ببخش ......

 

 

It still feels like

our first night together

Feels like the first kiss

It's getting better baby

دفتر اشعار