آونگ سازان

اطلاعات

  • نام:
    امین متوکل خسروشاهی
  • وضعیت:
    فعال
  • عضویت:
    6 مرداد 1393
  • بروزرسانی:
    3 اسفند 1397

درباره ما

  • تولد:
  • شغل:
  • جنسیت:
  • مکان:
  • علایق:
    نسیم شرق می آید شکنج طره ها افشان به بازو شاخه های نرگس و مریم همانهایی که در سعدیه شیراز می رویند----- amin.motavakel.khosroshahi@gmail.com
  • امضا:

فاصله

از شعر , عاشقانه ,

کد اثر 4309

1522326920.jpg

 

مدتی هست خیالت گرهی وا نکند
با سیه روزی من هیچ مدارا نکند

نکند دل به سفر داده، ز ما بی خبری
که خیالت ره این بادیه پیدا نکند

بی تو اشک است و  پریشانی و صد ناله و آه
آفتی هست مگر یاد تو با ما نکند

جای خالیست میان من و خوشبختی ها
هیچ کس جز تو در این فاصله معوا نکند

خبری هست که آتش بزند بر جگرم
نگرانم که دگر چشم تو حاشا نکند

بی وفا آنچه که تو با منه رسوا کردی
هیچ کافر به جهان با دله شیدا نکند

گله ای نیست زتو ، چون گنه از قلب من است
جرمش این است که اسرار هویدا نکند

برو خوش باش و دگر یاد من زار نکن
چون نسیم، عشوه ز بیگانه تمنا نکند


============
امین متوکل خسروشاهی
تخلص: نسیم شرق
ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی



7 بازدید 921 واگذار نگردیده

ترانه، قواعد کلی و انواع مختلف آن
امین متوکل خسروشاهی
امین متوکل خسروشاهی
کد اثر: 3300 12 تیر 1395 ساعت 14:27
ترانه، قواعد کلی و ا...

تعریف کلی ترانه:
تَرانه به معنی شعر و آهنگی که خواننده‌آن را تحت قواعد موسیقیایی اجرا کرده باشد گفته می‌شود.

مونس یتیمان ....
امین متوکل خسروشاهی
امین متوکل خسروشاهی
کد اثر: 3261 7 تیر 1395 ساعت 17:34
مونس یتیمان .......

ای مونس شبهای تار، از ما چرا آزرده ای؟
شاید به مهر دیگران ما را ز خاطر برده ای؟

ای رنگ زرد صورتت تازه کند داغ پدر
ای هم نشین بی ریا، آخر چرا پژمرده ای؟

یاد تو ...
امین متوکل خسروشاهی
امین متوکل خسروشاهی
کد اثر: 3150 7 خرداد 1395 ساعت 16:09
یاد تو ......
بعد تو هیـــچ سـری، درد مـــرا گوش نشــدیاد تو ...
همدم بار غمه، ایــن دل مـدهــــوش نشــد

سوز تو، شــــور جــــوانی ز رخــــم بر چیــــد و
جان من سوخت ولی، عشق تو خاموش نشد
بیا عزیز فاطمه
امین متوکل خسروشاهی
امین متوکل خسروشاهی
کد اثر: 3148 31 اردیبهشت 1395 ساعت 08:55
بیا عزیز فاطمه...
بیا عزیز فاطمه


چه می شود عزیز جان، نظر به سوی ما کنیبیا عزیز فاطمه
بدان حضــــور ناب خود، شـــرر ز ماســـوا کنی

در این سیاهه بلا، که نیست جز بدی عیـــــان
چه میشود که نور خود، دمی به ما روا کنــــی

دفتر اشعار